بایگانی

بایگانی می

ایران خودرو، فرار از مهلکه با افزایش سرمایه ۲ هزار درصدی!

۶ خرداد ۱۳۹۹ بدون دیدگاه

در این نوشته ها سعی میکنم اطلاعاتی راجع به برخی از شرکت های بورس اوراق بهادار تهران منتشر کنم. لازم به ذکر است این نوشته ها «تحلیل بنیادی» شرکت ها نیست.

به عبارتی اگر فردا ایرانخودرو اعلام ورشکستگی کند، دارندگان سهام آن، به ازای هر سهمی که ۱۴۴۹ ریال خریدند، تنها میتوانند ۲۲۷ ریال دریافت کنند.

۱- ارزش بازار: شرکت ایران خودرو با نماد «خودرو»؛ ارزش بازار آن حدود ۴۴ هزار میلیارد تومان در تاریخ سوم خرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است.

ارزش بازار به زبان ساده یعنی:، برای خودرو در پایان روز شنبه سوم خرداد، هر سهم شرکت ۱۴۴۹ ریال معامله شده، تعداد سهام این شرکت ۳۰۱ میلیارد و ۶۵۶ میلیون و ۶۸ هزار سهم است، حاصل ضرب ۱۴۴۹ ریال در ۳۰۱۶۵۶۰۶۸۰۰۰ سهم برابر ۴۳۷۰۹۹۶۴۲۵۳۲۰۰۰ ریال است. شکل زیر را ملاحظه کنید:

 ارزش روز سهام یک شرکت ضرب در تعداد سهام آن شرکت

ارزش روز سهام یک شرکت ضرب در تعداد سهام آن شرکت

2- حقوق صاحبان سهام: یا «حقوق مالکانه» یعنی سهمی که از دارایی های یک شرکت به سهامداران آن بعد از کسر بدهی ها میرسد. این رقم در آخرین صورت مالی شرکت ایران خودرو منفی بوده است: ۲۱۸ هزار میلیارد و ۲۹۵ میلیارد و ۱۱۴ میلیون ریال (۲۱۸۲۹۵۱۱۴۰۰۰۰۰۰ - )، حقوق صاحبان سهام یا حقوق مالکانه در حالت عادی باید مثبت باشد، اما زمانی که منفی میشود نشانه چیست؟

نزدیک ترین حدس ورشکستگی قریب الوقوع است؛ چراکه بدهی های شرکت از دارایی هان آن جلو زده است، آنهم به بزرگی عدد حیرت انگیز ۲۱۸ هزار میلیارد ریال .

نزدیک ترین حدس ورشکستگی قریب الوقوع است؛ چراکه بدهی های شرکت از دارایی هان آن جلو زده است، آنهم به بزرگی عدد حیرت انگیز 218 هزار میلیارد ریال .

نزدیک ترین حدس ورشکستگی قریب الوقوع است؛ چراکه بدهی های شرکت از دارایی هان آن جلو زده است، آنهم به بزرگی عدد حیرت انگیز ۲۱۸ هزار میلیارد ریال .

3- تلاش برای فرار از مهلکه: ایران خودرو برای فرار از این مهلکه چه میکند؟ هیات مدیره در طرح افزایش سرمایه  ذیل بند ۳٫۱ شرایط را چنین بیان کرده است:

هیات مدیره در نظر دارد برای به منظور خروج از شمول مفاد ماده ۱۴۱ اصلاحیه قانون تجارت و همچنین در راستای مفاد ماده ۱۴ قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و حمایت از کالای ایرانی مصوب ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ و…. از محل مازاد تجدید ارزیابی دارایی های خود اقدام به افزایش سرمایه کند.

ماده ۱۴۱ اصلاحیه قانون تجارت چه می گوید: «اگر بر اثر زیان‌های وارده حداقل نصف سرمایه شرکت از میان برود، هیات‌مدیره مکلف است بلافاصله مجمع عمومی فوق‌العاده صاحبان سهام را دعوت کند تا موضوع انحلال یا بقای شرکت مورد شور و رای واقع شود. هر گاه مجمع مزبور رای به انحلال شرکت ندهد، باید در همان جلسه و یا رعایت مقررات ماده ۶ این قانون سرمایه شرکت را به مبلغ سرمایه موجود کاهش دهد.»

معقول ترین و شاید تنها راه خروج هم همین کاری است که هیات مدیره انجام داده است، اما به چه ترتیب؟

هیات مدیره می گوید که به ترتیب زیر افزایش سرمایه مورد نظر از ۱۵ هزار میلیارد و ۳۰۰ میلیارد ریال به ۳۲۲ هزار میلیارد و ۵۳۳ میلیارد و ۲۹۰ میلیون ریال افزایش دهد. یعنی بیش از «۲۰ برابر» یا ۲هزار درصد!

این افزایش چطور تشکیل شده است؟ جدول زیر:

شرح

بهای تمام شده

ارزش دفتری

استهلاک انباشته

ارزش کارشناسی

مازاد تجدید ارزیابی

زمین

۱۵۱۰۶۱۹

۱۵۱۰۶۱۹

۰

۷۲۴۰۲۰۹۹

۷۰۸۹۱۴۸۱

ساختمان

۶۰۳۴۸۶۹

۲۴۳۶۱۶۱

۳۵۹۸۷۰۷

۲۴۲۵۳۵۴۴

۲۱۸۱۷۳۸۲

ماشین آلات

۱۰۵۸۳۷۸۶

۸۱۳۴۵۰

۹۷۷۰۳۳۶

۱۰۳۹۶۲۰۰۰

۱۰۳۱۴۸۵۵۰

سرمایه گذاری ها

۴۲۷۶۴۵۹۰

۴۲۷۶۴۵۹۰

۰

۱۵۴۱۴۰۴۴۶

۱۱۱۳۷۵۸۷۷

 * ارقام به میلیون ریال است

اینکه ارزش کارشناسی چطور محاسبه شده فعلا موضوع این بحث نیست، به هر حال در تاریخ ۲۱ اردیبهشت امسال مقرر میشود سرمایه شرکت از ۱۵ هزار میلیارد و ۳۰۰ میلیارد ریال به ۳۰۱ هزار میلیارد و ۶۵۶ میلیارد و ۶۸ میلیون ریال افزایش یابد، یا به عبارتی «یک هزار و هشتصد و هفتاد و یک درصد» افزایش یابد. نتیجه؟

03

اگر در اینجا، افزایش سرمایه را لحاظ کنیم، عدد مثبت ۶۸ هزار میلیارد و ۶۰ میلیارد و ۹۵۴ میلیون ریال خواهد بود (۶۸۶۰۰۹۵۴۰۰۰۰۰۰) تعداد سهام شرکت ۳۰۱ میلیارد و ۶۵۶ میلیون و ۶۸ هزار سهم است، که به عبارتی هر سهم برابر ۲۲۷ ریال، قیمت روز هر سهم ایران خودرو ۱۴۴۹ ریال است.

4- ارزش واقعی سهام: طبق آخرین صورت مالی شرکت، در تاریخ ۳۱ شهریور سال گذشته جمع حقوق مالکانه (یا حقوق صاحبان سهام) برابر منفی ۲۱۸ هزار میلیارد و ۲۹۵ میلیارد و ۱۱۴ میلیون ریال بوده (۲۱۸۲۹۵۱۱۴۰۰۰۰۰۰-) اگر در اینجا، افزایش سرمایه را لحاظ کنیم، عدد مثبت ۶۸ هزار میلیارد و ۶۰ میلیارد و ۹۵۴ میلیون ریال خواهد بود (۶۸۶۰۰۹۵۴۰۰۰۰۰۰) تعداد سهام شرکت ۳۰۱ میلیارد و ۶۵۶ میلیون و ۶۸ هزار سهم است، که به عبارتی هر سهم برابر ۲۲۷ ریال، قیمت روز هر سهم ایران خودرو ۱۴۴۹ ریال است.

به عبارتی اگر فردا ایرانخودرو اعلام ورشکستگی کند، دارندگان سهام آن، به ازای هر سهمی که ۱۴۴۹ ریال خریدند، تنها میتوانند ۲۲۷ ریال دریافت کنند.

—-

پینوشت: در این نوشته از روش های استاندارد محاسبه ارزش واقعی سهام استفاده نشده است؛ اینکار به دلیل تاخیر افشای اطلاعات شرکت ها در ایران دشوار است، قطعا از تاریخ ترازنامه تاکنون –که ارقام آن مورد استناد قرار گرفته است- تغییراتی شکل گرفته است، اما به نظر در نتیجه محاسبه تاثیر چندانی ندارد.

خودکشی دنیای اقتصاد

۲ خرداد ۱۳۹۹ بدون دیدگاه

چند شب قبل تهران همنشین جمعی از همکاران بودم که اتفاقا بعضی از اعضای انجمن صنفی روزنامه نگاران هم بودند. با توجه به گذشته، یکی ازم پرسید: «دنیای اقتصاد چه خبر شده؟» گفتم نمیدونم، چطور؟ که گفت سایتی نوشته «زلزله در دنیای اقتصاد» و ادامه داد ظاهرا «علی میرزاخانی» رفته.

باورم نشد، گفتم شاید شیطنتی باشه، مثلا چند روز مرخصی میرزاخانی را استعفا تلقی کردند، روز بعد پرس و جویی کردم و متوجه شدم بله… خبر درست بوده، شرحی هم که بست آوردم این بود که ظاهرا اختلاف نظری درباره مدیریت بخش فنی مطرح شده و بعد قضیه حاشیه های دیگری پیدا کرده و در نهایت، میرزاخانی، سردبیر روزنامه مدتی مرخصی بوده که در همین زمان، از سمت مدیرمسئول- آقای بختیاری، حکمی زده شده برای شورای سردبیری که جایگزین علی میرزاخانی بشه.

راستش دنیای اقتصاد، برای من بیشتر از یک روزنامه ست، برای من کلی خاطرات داره، جاهای زیادی بودم، اما نقاط مهم زندگی کاری من تو همون دنیای اقتصاد بوده، دوست و آشنا هم میدونن، هر وقت حرفی شده، جز خوبی نگفتم از اون روزنامه.

نمونه عالی که میشه برای بخش خصوصی تو ایران مثال زد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول کار اقتصادی و بنگاه داری را خیلی خوب بلد بود، نتیجه اینکه هرگز با مشکلات مالی که نشریات دیگر با اون مواجه هستند، مواجه نشد.

حاجی، به یک روزنامه -شبیه نشریات دوم خردادی – اکتفا نکرد، یک سازمان درست کرد که در اشل(مقیاس) روزنامه های ما، چند سر و گردن بالاتر بود. پرداخت کارانه، حقوق به موقع، بیمه و… همگی از دنیای اقتصاد، روزنامه ای ساخت، که خبرنگاران تو اون احساس رضایت داشته باشند.

تو اون تحریریه بر خلاف تحریریه روزنامه هایی که الگوشون مدیریت “حاجی خدابخشی” بود، خبرنگار همیشه هشتش گرو نهش نبود، اما نتیجه چی بود؟ احساس تعلق سازمانی، برخلاف سایر روزنامه ها، دوره های سیگار، حرف از دزد بودن و بدجنسی و حق خوری حاجی نبود. ممکن بود درباره مال و اموالش شایعه باشه، اما کسی نمیگفت پول ما رو میخوره.

اما این شرایط چطور ایجاد شده بود؟

به نظرم این اجزاء همگی دونه های تسبیح گرون قیمتی بودند که به چشم همه – به درستی – میامد، اما همه از نقش اون نخ تسبیح غافل بودند- یا اگر هم نبودند، زیاد بهش توجه نداشتند.

دونه تسبیح خاج مقصود گران قیمت و ارزشمنده، اما اگر دونه ارزشمند، نخ ارزشمند و با دوامی هم میخواد.

این نخ به نظر من علی میرزاخانی با اون خنده هاش بود، کسی که بچه ها “میرزا” صداش میزدند. هیچ وقت اتاقشو از تحریریه جدا نکرد، وقتی دلخوری پیش می آمد بچه ها پشت در اتاقش، مشکلشون حل میشد.

گرو بابای مال حاجی نمیکرد، به بچه ها هم یاد میداد نسبت به سازمانی که توش کار میکنن وفادار و قدرشناس باشند. رابطه دو طرفه را خوب برقرار می کرد. بچه ها دوستش داشتن، چون حواسش به شان خبرنگار بود، مثل بقیه سردبیر ها حقوقش را قبل از بچه ها نمیگرفت و بعد شانه بالابندازه که “خب حالا حقوق بچه ها هم کمی دیرتر..” یا مثل سردبیرهای اصلاح طلب، عامل بیگاری کشیدن از خبرنگار ها نبود که “مغتی به خاطر اعتقادتون کار کنید”

بچه ها هم اینو خوب میفهمیدن. به خاطر همین زیاد هستند کسایی که با یه مسیج میرزاخانی، همین حالا بی هیچ چشم داشتی شروع به همکاری باهاش بکنن.

خب پس، تسبیحی گرون قیمت هست که قطعا خیلی ها چشم بهش دوختند، برای از بین بردن یه تسبیح اولین کار چیه؟ نخشو ببر، میشه نخ را در معرض عواملی قرار داد که بپوسه، ضعیف بشه و در نهایت: «بِبُره»

نخِ قر قره هم هیچ وقت نخِ تسبیح نمیشه، گیریم سه لایه هم بشه، باز نخ تسبیح نمیشه…. زود به زود میبره و در نهایت اون دونه هایی که بابت هر کدام کلی زحمت کشیده شده تا تراش بخورن، پخش میشن، هر کدام یک طرف و از اون تسبیح فقط یه خاطره میمونه.

… حال زیاد حرف نزنم و قصه تعریف نکنم!

این رفتن ها سابقه داشته، امیدوارم خیلی زود مثل دفعات قبل اوضاع مجددا به حالت قبل برگرده.  در واقع به نظرم اون کسی که با شیطنت خبر داده و تیتر زده: «زلزله در دنیای اقتصاد» کم لطفی کرده، باید میزد «خودکشی دنیای اقتصاد» نه نخ تنها تسبیحه، نه دونه تنها تسبیح.

یه بار مدیرمسئول یکی از روزنامه های اقتصادی میگفت: این دنیای اقتصاد وصل. گفتم مگه شما وصل نیستی؟ گفت چرا… عرض کردم دنیا واسه این دنیا شده که تحریریه و مدیریت جداست. حاجی تیتر نمیزنه، میرزا هم آگهی نمیگیره!

آقای بختیاری خوش حساب

آقای میرزاخانی خوش اخلاق

بچه های زیادی از اون لوگو خاطره دارن، بیایید ثابت کنید سرنوشت محتوم همه روزنامه تو ایران یکی نیست. ثابت کنید میشه تو ایران بخش خصوصی یک کاری را درست به سرانجام برسونه.

بخدا حیف اون یای کشیده دنیای اقتصاد که اون همه بچه ها زیرش قد کشیدن. دشمن شاد نکنید حریف ها را.

من که ۴-۵ ساله دورم از فضا، این همه روزنامه هر روز تغییر میکنه، یه توئیت هم نمیزنم، دلم سوخت این چهار خطر را نوشتم.